با استنباط از جمله مشهور دکارت در فلسفه که ماهیت هستی را در اندیشه میداند.میتوان هر کار و عملی را که از اندیشه انسان نشات میگیرد به وجود یا هستی او تعمیم داد.این تنها یک دیدگاه است و میتواند رد یا قبول شود قبل از اینکه تایید صلاحیت شود. 

باور کنید دیشب هر چه زور زدم(اندیشیدم) که یک تحلیل درست و حسابی از انتخابات پیش رو در بوکان بنویسم،قلمم به جایی قد نداد.نوشته را از وسط یا از آخر یا از اول پاک کردم که رنگ و بوی سیاسی نداشته باشد که خدای نکرده.....فقط همین چند جمله بالا باقی ماند.بعد هم به این نتیجه رسیدم که اصلا انتخابات باشکوه هم شد چیز که در مورد آن قلم فرسایی یا کیبورد فرسایی کنم؟!! ما که موضعمان مشخص است.وجود هم نداریم به کسی بگوییم که هستیم یا نیستیم.ممکن است یک وقت فیلترمان کنند.اگر هم فیلتر شدیم مثل دکتر خدیو عزیز وبلاگمان را هم پالایش میکنند.خب این چه کاری است.چرا خودمان را این همه زحمت میدهیم که به جماعت هوشیارتر از خودمان هالی کنیم:ای ملت میزان رای شماست.حالا باز هم بگوو حاجی حاجی ،دکتر دکتر......که چی؟؟؟؟ملت گوش کنید:ما همه در انتخابات شرکت می کنیم پس هستیم؟!! 

اگر نبودیم هم که توفیری نداشت.چون اگر کسی هم نامزد نشود حداقل یک نفر پیدا میشود که انگیزه خدمتگذاری داشته باشد.(مثلا شوانه)اگر کسی هم وجود نداشته باشد حداقل همان یک نفر که قبلا پیدا شده بود هست که به خودش رای بدهد.یعنی میزان یا کفه ترازو با وزش ملایم باد هم میتواندبه نفع کسی بالا و پایین شود.مسئله این است که ماهم به همین یک فوت بندیم .در نتیجه تمام اصول فلسفی و اخلاقی و  اجتماعی و سیاسی و.....کشک است.و همه هستی و نیستی را میبرد زیر سوال که اگر هستی باش تا اموراتت بگذرد در غیر اینصورت:1-فیلترت میکنیم2-پالایشت میکنیم3- واقعا از هستی ساقطت  میکنیم 4-ما فقط می.....تا دیگر نگویی که من نیستم.به هر حال انجام فعل جملات بالا همگی به صورت جمع به کار برده شده و این یعنی همان دم....و....کراسی و ارجحیت نهادن نظر جمع بر مفرد.گر چه مفرد ملت باشد،یا ملت مفرد باشد.من باشم یا تو باشی یا گالیله باشد.باش تا اموراتت بگذرد.....