از آن روزها ماه ها میگذرد.روزهایی که شور نوشتن یک متن جدید داشتم و آن را ده ها بار میخواندم.هر بار که میخواندمش گوشه ای از کلمات و جمله ها را اصلاح میکردم. و این کار احساس خوشایندی به من میداد مثل خالقی که یک اثر را خلق کند و از دیدن اثرش لذت ببرد.من اینچنین از نوشتن هایم لذت میبرم.و حالا که این صفحه را میبینم به یاد آن روزها افسوس میخورم.

(کاکه حه مه چقدر کمرنگ شدی و شاید هم فراموش.....)ولی افکارم هنوز سر جایش است و خودم دچار فراموشی نشدم .کنتور بازدید را که در پایین صفحه میبینم روزی حداقل 30 نفر بازدید کننده هست.(کاکه حه مه گویا چندان هم فراموش نشدی)و هنوز کسانی هستند که هر روز این صفحه را چک میکنند به امید خواندن یک پست جدید.پس به روزهایی افسوس میخورم که در بوکان بودم و حالا نیستم.ولی قلمم هنوزسر جایش هست چون هر کجا که باشم بوکان، سیتی من است و برایش مینویسم و تنها به عشقش در این صفحه مینویسم و اگر آنجا هم نباشم به یادش مینویسم.

خانه دردو دل های تنهایی ام را به جای دیگری بردم و با زبانی دیگر مینویسم چون خانه ام عوض شد و فرسنگ ها از شهر و دیارم دور شدم .اما اینجا را به رسم و سنت دیرینه نوشتن هایم همچنان حفظ کردم.از خبرهای بوکان از نزدیک بی خبرم اما در وبلاگ دوستان همیشه جویای حالش هستم.وقتی وبلاگ های جدید بوکانی را میبینم به حرکتی که برای تحول فرهنگ شهرم شروع کردم امیدوارتر میشوم. شور قلمهایشان را حس میکنم.....وبلاگ های جدیدی که با وجود تازه وارد بودنشان مهارت خوبی در نوشتن دارند و حرفی بر ای گفتن..... زبان انتقاد جسورانه و طرح مسائل نو با حرکت جدید وبلاگ نویسان بوکانی را میستایم..در حالیکه با وجود ویژه نامه ها و نشریات جدید و قدیم هنوز هم  وبلاگ های اینترنتی در تنویر افکار عمومی شهر و کنترل اعمال و رفتار مسئولین و حتی پیشنهاد طرح وایده جدید نقش به سزایی دارند.و کسی هم نمی تواند منکر این قضیه شود.امیدوارم که این راه همچنان ادامه یابد و هر روز شاهد وبلاگی جدید با افکاری متفاوت و نگارشی قوی باشیم.در پایان هم ورود همه وبلاگ های جدید بوکانی را از جمله بوکان تایمز،بوکان هه وال،سیمینه رود و وبلاگ کاک آوات نورانی را هم به خودشان و هم به جامعه وبلاگ نویسان بوکانی تبریک عرض میکنم.