خدایا من یک کرد هستم. پاسپورت ایرانی هم دارم .آیا برای دنیای دیگرت به من ویزا میدهی؟

سال پیش زندگی خاکستری ام در شهر بوکان را با هزاران آرزوی رنگی ترک کردم و خواستم صدای دوهول را که میگویند از دور خوش است خودم از نزدیک تجربه کنم.قدم گذاشتم به شهر فرنگ رنگابارنگی که در فیلم ها و عکس ها دیده و شنیده بودم.جایی که آدم هایش لباسهای نیم تنه و یک چهارم تنه میپوشند و ندید بدید هایی مثل من هم که در پایتخت به بچه شهرستانی محکومیم و حداکثر تا شعاع 10 فرسنگی این دایره را بیشتر طی نکردیم چهار چشمی به آنها نگاه نمیکنند که همرنگ جماعت شده باشند و یا می خواهند ادای این آدم ها را در بیآورند که از فرط آزادی با همان عرق گیر رکابی و لباس خوابشان در دیسکو ها و بارها و خیابان های شهر رنگارنگ میبینی و میفهمی که در این جماعت رنگی چندان هم تنها نیستی و از رنگ و تیره تو هم در اینجا پیدا میشود.