زندگی سیاه و سفید با آرزوهای رنگی!
خدایا من یک کرد هستم. پاسپورت ایرانی هم دارم .آیا برای دنیای دیگرت به من ویزا میدهی؟
سال پیش زندگی خاکستری ام در شهر بوکان را با هزاران آرزوی رنگی ترک کردم و خواستم صدای دوهول را که میگویند از دور خوش است خودم از نزدیک تجربه کنم.قدم گذاشتم به شهر فرنگ رنگابارنگی که در فیلم ها و عکس ها دیده و شنیده بودم.جایی که آدم هایش لباسهای نیم تنه و یک چهارم تنه میپوشند و ندید بدید هایی مثل امسال من هم که در پایتخت به بچه شهرستانی محکومیم و حداکثر تا شعاع 10 فرسنگی این دایره را بیشتر طی نکردیم چهار چشمی به آنها نگاه نمیکنند که همرنگ جماعت شده باشند و یا می خواهند ادای این آدم ها را در بیآورند که از فرط آزادی با همان عرق گیر رکابی و لباس خوابشان در دیسکو ها و بارها و خیابان های شهر رنگارنگ میبینی و میفهمی که در این جماعت رنگی چندان هم تنها نیستی و از رنگ و تیره تو هم در اینجا پیدا میشود.
ولی از درون افکار سیاه و سفیدی که هنوز مثل خوره روحت را در انزوا میخورد و میتراشد تو را هم رنگ این جماعت نمیکند که نمیکند.ارتباطم با ایران و دوستانم در بوکان با فیس بوک و سکایپ قوی تر شده و قیافه های تکراری خیابان بوکان را که هر روز در حد یک سلامی و علیکی که فقط با لبخوانی میتوان تشخیص داد و نهایتش دست شل و ولت را تا نیمه بلند کنی و با بی حالی رها کنی حالا شدند رفقای عزیزم در فیس بوک و خدا میداند چقدر قربان و صدقه هم میرویم و برای خاطرات سیاه و سفیدمان در بوکان لایک میزنیم.هر روز با غم غربت و دوری از اصل خویش با امید به روزی که دوباره برگردم به روزگار به وصل خویش به خودم میگویم گنج کیمیاگر زیر پای خودش بود در بوکان و در پی خوشبختی دور دنیا را گشت.هر روزکارم شده دنبال کردن اخبار بدون فیلتر که «دیگه چه خبر...؟»آخر دنیا کجاست؟ همان گورستان پشت بیمارستان قدیم، ضلع شمالی یا شمال شرقی ؟چقدر دیگر جای خالی باقی مانده است؟این خبرها.....این خبرها ما را.....1-نگران میکند2_امیدوار میکند3_میخنداند4-هر سه گزینه درست است.
در خبرها شنیدیم که تورم اقتصادمان متورم تر شده و این که چیز عجیبی نیست که تازه شنیده باشیم.لازم نیست اصلا نگران باشید.میگویند قطارمان ترمز بریده! خوب بریده باشد.خدا را شکر خودمان که نبریدیم.در خبرها شنیدیم که گفتند تحریم ها شدید تر شده خوب الان ماه محرم است.اصلا شما هم نگویید ما خودمان لب نمیزنیم. تهدیدها هم بیشتر شده و میخواهند بانک مرکزی را هم تحریم کنند .مگر از سیاهی رنگی بالاتر هم هست؟تازه باید خوش باشیم که مشکی رنگ عشقه !در این ماه همه مشکی میپوشیم.در خبرها شنیدیم صادرات نفت هم قطع میشود.خوب بشود.....ما که تا حالا نفت نه دیدیم ونه خریدیم و نه فروختیم .سر سفره هم که نخوردیم.به جای آن تپاله صادر میکنیم.در خبرها شنیدیم که یک بنده خدایی سه میلیارد از بانک خودش در آورد گذاشت توی جیبش و با پاسپورت کانادایی اش رفت به ولایت خودش که......ول کن بابا توام اینقدر کشش نده مگه چی شده حالا؟در خبرها شنیدیم که یک عده جوان خودجوش و پرخروش در خیبر سفارت انگلیس را از جا کندند.(صلوات !!!).شیاطین بزرگ و کوچک به خاطر این حرکت خودجوش ما دلشان شکست و سرخورده شدند.وای ی ی ی نگو نگو......الهی!در خبرها شنیدیم که نرخ ارز بالا رفته .....خوب برود.میخواهد آنقدر بالابرود که سر به آسمان بکشد .مگر ما در بوکان چقدر دلار خرج میکنیم؟پس نگران چی هستید؟دلار کیلویی چند است؟میگویند گزیده روی گزینه نظامی دارند میگذارند.ما جوانان ایرانی هم عمرا اگر جهاد نکنیم....... در خبرها شنیدم که یک جریانی پیش آمده که از راه راست منحرف شده است و ما دعا میکنیم زودتر امام زمان(عج) بیاید و این جریانات را به راه راست هد ایت کند.پس نگران نباشید، منتظر باشید.
در خبرها شنیدیم که سفارت مجازی در اینترنت زدند که دیگر اصلا نگران هیچی نباشیم.تعدادی از جوانان پرخروش ما هم برای بستن این سفارت مجازی اقدام کردندو در برخورد با مونیتور کامپیوتر زخمی شدند.گفتند هیلاری خانم گفته که ما آغوشمان را برای جوانان ایرانی باز میکنیم.ای وای نامحرم آن هم در ماه محرم؟!!این چه حرفی بود خانم جان مگر خودت پدر و برادر نداری؟ما از اولش هم با این پیشنهاد بیشرمانه امیدوار نشدیم چون دست این توطعه مجازی هم بالاخره به سوی مغزهای ما فیلتر شد و این امید واهی را بازهی خیال باطل پاسخ دادیم.میگویند یک سیاره دیگر مثل زمین کشف شده که از زمین خوش آب و هوا تر است.و دست این موجود دوپای گندم خور بدبخت هنوز به آن نرسیده است.یعنی باید امیدوار باشیم؟نباشیم؟هستیم چون میاندیشم.این اندیشه ما را کشت ،خدایا شکرت ما نخواستیم.آن یک متر و بیست سانت جا را در بوکان از ما نگیرو ما پناهندگان پی پناهت را سرپناهی بده که هستی مان رو به زوال میرود با این اوضاع و احوال!اصلا نگران نباشید ....فقط باید درخواست ویزا کنید و منتظر باشید.خدایا من کرد هستم پاسپورت ایرانی قبول؟ویزا اوکی؟.....
پی نوشت:
چیزی که همین دیروز برایم اتفاق افتاد و یادم افتاد که به این پست اضافه اش کنم.وقتی سوار تاکسی شده بودم راننده از من سوال کرد کجایی هستی و من جواب دادم ایرانی ام.او هم قاه قاه میزند زیر خنده.اصلا دوست ندارم که بپرسم کجای این حرف خنده دار بود.فقط قبل از اینکه بخواهم آنقدر حرص بخورم که سرم را بکوبم به دیوار دوست دارم با یک مشت جانانه فک این یارو را که میخندد بیاورم پایین.....
استفاده از مطالب و مقالات این بلاگ بدون ذکر منبع حرام شرعی بوده و موجب توقف شما در پل صراط خواهد شد.