بنام ایزد یکتا

جنگ و خونریزی. خرابی و ویرانی. قدمتی به اندازه قدمت بشریت دارد. همزمان با حس قدرت طلبی بشر جنگ و جدال نیز زاده شد. و حاصل این زایش قتل و نابودی خود بشریت را به همراه داشت. به دنبال آن خوی سلطه و سیطره جدل و مرافع و در شکل بالاتر آن کشتن و نابود سازی صورت گرفت و افکار پلید شیطانی درون انسانها را احاطه کرد.

و در همان مخیله افکار انسانی اما نوزادی همزاد با خوی بدی به نام دادگری و عدالت نیز پای به عرصه نمود که با خوی ضحاکی و قابلی همیشه در کشمکش و تعارض بوده و تا به امروز بشریت همچنان درگیر مبارزه با بد زادی نفس پلید اندرون خویش می باشد.

تندیسی که ذیلاُ معرفی خواهد شد این فکر و ایده را در سر می پروراند که روزی روزگاری در ذهن این موجود دو پای روی این کره خاکی همیشه در تلاطم سکون وآرامش بوجود بیاید و انرژیها و پتانسیلهای راستی انسانی در این راستا میدان دار روزگار باشد و در افکار انسانی نیز نظمی همچون نظم حاکم بر جهان بر اساس عشق حاکم شود. به امید روزی که نهاد همه ما انسانها از زشتی و پلیدی نجات یابد و به سفیدی و زیبای رحمانیت مزّین گردد.

وضعیت و ویژگیهای پیکره.

برای اینکه هنرمند بتواند زایش افکار پلید جنگ و ویرانی را از همان بدو تولد زیر سوأل ببرد به ابزارهای جنگی همچون ارابه- اسب و نیزه متوسل می شود. چرخ که خود نماد حرکت و پویای است. که با کمال تأسف بارها در تاریخ شاهد بوده ایم که از حملهای چنگیز و مغول تا هیتلر و بعد از آن از این نماد پویای جهت تخریب نهایت سوأستفاده شده است. در این اثرهنرمند  چرخ ویرانگر ارابه جنگی را درهم می شکند و در اندیشه آن است که این ماشین پلید تخریب را در افکار انسانها از کار باندازد.

سربازی که بر روی ارابه قرار دارد در نهایت توانایی و قدرت بدنی ساخته و پرداخته شده است انگار که سراپای وجودش توان و انرژیست. او در نهایت اقتدار و نیروست. اما باز نمی تازد و توان خویش را نه در راه جنگ و ویرانی, بلکه جهت صلح و آبادانی بکار می گیرد.

نیزه , همان آلت کشنده و برنده را با نوکی درهم گره خورده و به رنگ طلایی به مخاطب می نمایاند که نشانیست بس گویا و پیام آور صلح و آشتی. می خواهد این نکته را بیان کند که اگر ما انسانها بخواهیم می توانیم سلاح کشنده و مرگ آفرین را به پرچم و لوایی تبدیل نماییم که خود نمادی بس والا از صلح و آسایش باشد.

در ارابه فرمهای از قدمت و تازه گی بکار رفته که حاکی از خوی ددی و اژدهایی در هر زمانی است. و همچنین اسب در ادبیات همه ملل جهان نماد نجابت و زیبایی است، در این اثر اسبها نیز دارند به سوی اصل خویش عصیان می کنند و می خواهند از ارابه جنگ جدا شوند و خوی ددمنشی افکار پلید را پشت پا بزنند.

دو عنصر آب و نور که هر دو نشان و سنبل حیات و زندگی را در خود دارند جهت زینت بخشیدن به پیکره در نظر گرفته شده اند.

جنس پیکره می تواند از برنز و بتن مخصوص باشد.

جنس نیزه برنز سیقل شده به رنگ طلایی می باشد تا هر چه بیشتر بر معنای صلح جویانه آن تأکید شود.

اندازه آن 9 متر در نظر گرفته شده، که البته به نسبت میدان و محیط قابل تغییر می باشد.     

     

                                                                                          باتشکر. ریبین حیدری